أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

356

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

تا نامش را در انبارهاى مسجد ثبت كند ! در حالى كه همان وقت ، مسلمانان بيشترين نياز را براى اصلاح و آبادى بلاد و درست كردن راه‌ها و تعميم تعليم وتربيتشان به آن دارند . شريف حسن ، فرزندش احمد را با سپاهى كه شمارش به 260 نفر از سواره و پياده مىرسيد ، به همراه 32 برده فرستاد . همانطور كه عجلان بن نصير را هم با سپاهى ديگر براى سركوب شورش فرستاد . اين دو سپاه توانستند شورشيان مدينه را سركوب كرده ، مدينه را آرام كنند . اين واقعه در سال 811 رخ داد . « 1 » در سال 812 سلطان يمن مانع از ارسال ارزاق به مكه شد و اين به دليل دشمنى او با حسن بن عجلان بود . داستان اين دشمنى را غازى آورده « 2 » كه حكايت شگفتى است و آن اين كه سلطان يمن از حسن بن عجلان خواست تا در موضوعى كه او طرح كرده ، شعرى بسرايد . او شعر را فرستاد ، اما در مقابل هديه‌اى نفرستاد . وى هم به سراغ عفيف عبداللَّه الهبى - كه بسا نمايندهء يمن در مكه بوده - رفت و پنج هزار مثقال طلا از او گرفت . سلطان يمن از اين جريان خشمگين و مانع از ارسال ارزاق به مكه شد . اين كار او بر شريف حسن گران آمد و كسى او را به جنگ با يمن تحريك كرد و به او براى جمع نيرو يارى رساند . او هم براى اين كار آماده شد جز آن كه چيزى نگذشت كه به او گفته شد تا سُبْكى را به نمايندگى خود براى حلّ و فصل اختلافات به يمن بفرستد . سبكى رفت و بدين ترتيب كارها اصلاح شده ، امور به مجراى طبيعى خود يا نزديك به آن بازگشت . در اين سال ( 802 ) كسانى نزد الناصر فرج بن ظاهر برقوق براى حسن بن عجلان خبرچينى و نمّامى كرده به او گفتند كه او از مناسبات مثبت خود با ناصر منحرف شده است . ناصر هم اصرار بر عزل او كرد و به امير الحاج گفت تا سلاح و لشكر و توپخانه را - كه گويا نخستين بار بود كه پاى توپخانه به مكه مىرسيد - آماده سازد . قرار بر اين بود تا مقصد را يمن اعلام كنند و چنين هم كردند ، اما اين اقدام از چشم شريف حسن پنهان نماند و مصمم به دفاع از امارت خويش شد . او قبايل عربى و اشراف را بسيج كرد

--> ( 1 ) . إتحاف الورى ، ج 3 ، ص 463 - 464 . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .